مراد على شمس
717
با علامه در الميزان ( فارسى )
كبريائيش است ، او نمىداند كه خدا چگونه به وى احاطه دارد . « 1 » * ذو القرنين س 692 - آيا از نظر قرآن مىتوان استفاده كرد كه « ذو القرنين » پيغمبر بوده است يا نه ؟ ج - برخى از تعبير « قلنا » در جملهء « قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ . . . « 2 » ، ما به ذو القرنين گفتيم » نبوت او را استفاده مىكنند . ليكن قول منسوب به خداى عزّ و جل در قرآن كريم ، [ هم ] در وحى نبوى و در ابلاغ به وسيلهء وحى استعمال مىشود ، مانند آيهء « وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ » « 3 » و آيهء « وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ » « 4 » و [ هم ] گاهى در الهام كه از نبوّت نيست به كار مىرود ، مانند آيهء « وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ » . « 5 » و با اين بيان روشن مىشود كه جملهء « قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ . . . » دلالت ندارد بر اينكه ذى القرنين پيغمبرى بوده كه به وى وحى مىشده ؛ چون همانطورى كه گفتيم قول خدا اعم از وحى مختص به نبوت است : جملهء « ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ . . . » « 6 » از آنجا كه نسبت به خداى تعالى در سياق غيبت آمده خالى از اشعار به اين معنا نيست كه مكالمه خدا با ذو القرنين به
--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 2 ص 199 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 1 ص 514 . ( 2 ) . سورهء كهف ، آيهء 86 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 35 . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 58 . ( 5 ) . سورهء قصص ، آيهء 7 . ( 6 ) . سورهء كهف ، آيهء 87 .